//
-
تاریخ: 1395/12/17 ساعت: 1:23
بسم اللهشب بود .شيوا ليوانو آب ريخت و شروع کرد به خوردن و گفت : دروغ ميگن اگه واستاده آب بخوريم پادرد ميشيم . من تا حالا پادرد نشدم . با تعجب نگاهش کردم . گفت : چي ؟ فقير ميشيم ؟^ 95/11/28 - تغيير : [جبهه مقاومت اسلامي] 95/12/4 مديريت- نوسازي - نظرکفش هاي م...
***
-
تاریخ: 1395/11/5 ساعت: 6:15
خانمم گفت : شيوا بعضي وقتا يه حرفايي مي زنه که از سنش بزرگتره . انگار 40 ساله است . گفتم : يعني عقلت اندازه عقل شيواست ؟ گفت : عقل تو اندازه شيواست ! شيوا : من عقلم بزرگ نيست اندازه غول !^ 95/10/15 - تغيير : [جبهه مقاومت اسلامي] ديروز 11:14 صبح مديريت- نوسازي - نظروزنه سياسي، عارفانه هاي يک دوست، جب...
**
-
تاریخ: 1395/8/6 ساعت: 10:00
شيوا 2 تا صدف ريز دريايي داشت . شيوا : بابا يه صدفهايي هست - بزرگه - بذاري کنار گوشت صداي دريا مياد . کاشکي از اون صدف ها داشتم . گفتم : يه وقت مي شکست بعد مي گفتي " کاشکي نداشتم " . شيوا : نخير . مي گفتم کاشکي بيشتر ازش مواظبت مي کردم .^ 5:53 صبح - تغيير : [عشقستان اسماعيل] 4:2 عصر مديريت- نوسازي -...
*
-
تاریخ: 1395/8/6 ساعت: 10:00
شيوا از مدرسه اومد . مادرش پرسيد : ناهار چي بود ؟ شيوا : کدو پلو . مادر : کدوسبز ؟ شيوا : کدو قهوه اي - کدو نارنجي - پلو کدو نارنجي !^ 95/7/25 - تغيير : [عليرضا احساني نيا] 95/7/26 مديريت- نوسازي - نظردعا ها ونماز ها، مادر هما، ... 5 فرد ديگر ... ، *ري را، عليرضا احساني نياشيوا از سرويس که پياده شد ...