شيوا 2 تا صدف ريز دريايي داشت . شيوا : بابا يه صدفهايي هست - بزرگه - بذاري کنار گوشت صداي دريا مياد . کاشکي از اون صدف ها داشتم . گفتم : يه وقت مي شکست بعد مي گفتي " کاشکي نداشتم " . شيوا : نخير . مي گفتم کاشکي بيشتر ازش مواظبت مي کردم .
+ شيوا گفت : ميخوام پيش تو باشم . محکم بغلش کردم . شيوا : به من نچسب . مثل چله زمس-تابس-زمستون ميشه ! ... گرمم ميشه .خانمم از دندان پزشکي اومد . داشت شرح کارهايي که رو دندونش شده بود مي داد . گفت
: دکتر مومني بود . با " بسم الله " کارشو شروع کرد . شيوا
: که خراب نشه خانم
: آره . شيوا
: چون دوست داشت خواست دندونت خراب نشه ! خانم :
نه . براي همه مريضاش ميگه . شيوا
: از کجا مي دوني ؟ -
شما (
ويرايش |
حذف)
خانم
: شانس آوردم زودتر رفتم و الا ريشه شو بايد مي کشيد . شيوا
: بي ريشه مي شدي ؟ ... ريشه مصنوعي برات ميذاشت ؟! -
شما (
ويرايش |
حذف)
نظر
+ شيوا رو به مادرش : بابا هم مثل ما خال داره . عادت خاله ؟شيوا
: ميخواي بري کامپيوتر ؟ گفتم
: آره . گفت
: نميذارم بري . بايد اينجا بموني . پاتو از وسط قطع مي کنم ! -
شما (
ويرايش |
حذف)
نظر
+ يه هفته اي مي خواستن برن مسافرت . شيوا : بابا ! دلت برام تنگ ميشه ؟ گفتم : نه . گفت : خيلي بدي . من دلم برات تنگ ميشه تو هم بايد دلت برام تنگ بشه !
+ شيوا : بابا ! اگه پاهامون به هم چسبيده بود نمي تونستيم از پله بالا بريم . نگاه کن . اينطوري راه مي رفتيم ( شروع کرد با پنجه راه رفتن )
+ صحبت مرگ شد . گفتم : همه به نوبت ميان و ميرن . شيوا : وقتي شما مردين بعد من مي ميرم . وقتي من مردم بچه من و بعدا بچه اون بچه بچه بچه همينطور تا آسمون بچه بچه بچه ! گفتم : کي به تو گفت ؟ گفت : خودم مي دونستم .
+ شيوا : چرا آدم سکسکه مي کنه ؟ گفتم : وقتي اين قسمت ها تحريک بشه ... گفت : تحريک چيه ؟گفتم : وقتي گيرنده هاي ... گفت : مگه تلويزيونه گيرنده داره ؟ گفتم : وقتي مواد شيميايي ... گفت : مثل چيپس و پفک ؟ چيپس و پفک هم نخوريم سکسکه مي کنيم . گفتم : يه سوال کردي چند تا سوال از توش در اومد . گفت : آره . مثل تخم مرغ شانسي !
+ شيوا : بابا چرا - مگه شربت خودش آب نيست ؟ پس چرا بايد روش آب بخوريم ؟ گفتم : بشوره ببره . گفت : بيشتر بشه داروش ؟
+ از سفر اومدم . شيوا داشت خبر مي داد : بابا ! مامان قرص آهنمو به من نداد . بزرگ گن - بزرگ کنو به من نداد . قد بلند کن ! ( منظورش شربت زينک بود )داروشو دادم و گفتم
: بسم الله بايد بگي که خاصيت دوا برسه . گفت
: به کي برسه ؟ -
شما (
ويرايش |
حذف)
نظر
+ شيوا : بابا چرا مورچه ها اينقدر خنگن ؟ ناخون مي خورن ... تو گلوشون گير نمي کنه ؟ خدا رو شکر ما خنگ نيستيم .توي شمال يه لاک پشت کوچولو تو خونه مون ديده شد . شيوا پس از بازگشت از سفر گفت
: لاک پشته خوب شد که گم شد و الا بايد مي آوردم . آخه دوستم مي گفت " اونو ببريم قم " . من ازش بدم مياد . -
شما (
ويرايش |
حذف)
نظر
+ شيوا : بابا ! آمنه زبون تو رو - زبون نه - نوشته تو رو نمي تونه بخونه .
+ شيوا : بابا کي آب زبونمونو مي بره زبونمون خشک ميشه ؟ گفتم : بدن که کم آب بشه زبون خشک ميشه ( راه هاي آب از دست دادن رو براش شمردم . اشک-آبريزش بيني-آب دهان که بيرون مي ريزيم-عرق-ادرار-مدفوع) گفت : وقتي اشک مي ريزيم آب دهنمون ميره اونجا !
برچسب: meaning,in python,kwargs,flawless,missing separator,stop,kwargs python,hopper,flawless lyrics,in c,failed to bind to port,
نویسنده: پرهام ایمانی
تاريخ: پنجشنبه
6 آبان
1395 ساعت: 10:00